'کویر مرنجاب

 

گزارش کلی:

تاریخ 17و18/12/86

جمعه:ساعت 8صبح حرکت به سمت کاشان ،13 حرکت به سمت مرنجاب ،شبمانی در جزیره سرگردان

شنبه:ساعت 9 صبح حرکت از جزیره ،ساعت 11 گشت در رمل و بازدید از کاروانسرای مرنجاب ،ساعت 15 حرکت به سمت خانه ، 10 خانه

 

گزارش کامل:


جمعه قرار بود 6 صبح به همراه 10 نفر از بچه های  گروه کوه کاهار:

به سمت مرنجاب حرکت کنیم  که مینی بوسمون خراب شد برای همین تصمیم گرفتیم با اتوبوس بریم کاشان ، که ساعت 8 صبح حرکت کردیم ساعت 11:30 به کاشان رسیدیم و بعد از خرید ساعت 13 از کاشان با 2 تا سواری به سمت آران و بیدگل و از آنجا به سمت کاروانسرای مرنجاب حرکت کردیم (از آران و بیدگل تا کاروانسرا 45 کیلومتر جاده خاکی هست و از وقتی وارد جاده خاکی می شی آنتن موبایل قطع می شه) و از کاروانسرا به سمت چاه دستکن که در 6 کیلومتری شرقی کاروانسرا قرار دارد با ماشین رفتیم (تنها چاه آب شیرین منطقه).

ساعت 14:30 ناهار خوردیم و 15 به سمت جزیره سرگردان حرکت کردیم ،جزیره سرگردان جزیره ی زیبای خالی از سکنه ای است که به جای آب در محاصره کیلومترها نمک هست و غیر از بوته خار چیز دیگری در جزیره وجود ندارد.


2 ساعت روی دریاچه نمک(که به خاطر تبخیر زیاد و بارندگی کم خشک شده و فقط نمک داره) حرکت کردیم ، ساعت 17 به جزیره رسیدیم(تقریبا 10 کیلومتر) و چادر ها رو برپا کردیم البته نکته جالب بردن حدودا 100 کیلو چوب تو این مسیر بود.

شب یه برنامه جهت یابی از روی ستارگان داشتیم و بعد هم کمی کنار آتیش بودیم .صبح ساعت 9بعد از جمع کردن وسایل و چادرها  به سمت رمل ها که در جنوب قرار داشت حرکت کردیم  ساعت 11 به رمل رسیدیم (تقریبا 10 کیلومتر) 1 ساعت در رمل ها گشتیم.

بعد از آن در ساعت11 به سمت کاروانسرا کحرکت کردیم تقریبا 4 کیلومتر که پیاده روی کردیم بقیه مسیر رو با یک مینی بوس به سمت کاروانسرا رفتیم بعد ناهار و بازدید از کاروانسرا ساعت 16 با همان مینی بوسبه همراه گروه خانه به کاشان برگشتیم و با اتوبوس ساعت 18 برگشتیم

در کل مرنجاب کویر جالبی هست جایی که مرز بیابان(رمل) ،کویر ،دریاچه نمک به خوبی دیده میشه .

یه سوالی هم برام پیش اومده اینه که ارزش داره 100 کیلو چوب رو 10 کیلومتر با خودت ببری برای 2 ساعت کنار آتیش نشتن؟



کویر جندق – روستای فرحزاد

 

گزارش کلی :

چهارشنبه: حرکت ساعت 9:30 شب از دانشکده فیزیک دانشگاه تهران به مقصد روستای مصر

پنج شنبه: گشت اطراف روستای فرحزاد

جمعه: شتر سواری ، بازدید از نیزار و تخت عباسی

شنبه:برگشت به دانشکده در ساعت 10 صبح

 

گزارش کامل:

چهارشنبه ساعت 9:30 شب به همراه 32 نفر از دانشکده فیزیک حرکت کردیم مسیر به این صورت بود که از تهران به سمنان و بعد از آنجا به دامغان و از دامغان به جندق و در نهایت به روستای مصر باید می رفتیم.

تو راه دامغان تمام پمپ بنزین ها گازوئیل نداشتن برای همین به شهر دامغان که رسیدیم تقریبا بنزین نداشتیم بعد از 1 ساعت گشت در دامغان به سمت جندق حرکت کردیم یعنی در مسیری واقع در مرکز دشت کویر خوشبختانه در ساعت 6 صبح در صالح آباد گازوئیل پیدا شد تقریبا 50 کیلومتر از صالح آباد که حرکت کردیم ماشین خراب شد (ساعت 7صبح) به همین خاطر بعد از چند ساعت معطل شدن ساعت 12 با 2دستگاه مینی بوس به راه خود ادامه دادیم.

 جاده جندق به مصر 42 کیلومتر خاکی است و از وقتی از جندق خارج می شویم موبایل دیگر انتن ندارد ساعت 16:30 به مصر رسیدیم برای اینکه چند ساعت از برنامه عقب بودیم از مصر به فرحزاد رو با همان مینی بوس ها رفتیم ساعت 17 وارد خانه شیخ عباس شدیم(یکی از چهار خانوار فرحزاد) و بعد از استراحت کوتاه در خانه در ساعت 18 به سمت رمل هایی که در شمال فرحزاد قرار داشت حرکت کردیم و آنجا 2 ساعتی گشت زدیم و همچنین برنامه جهت یابی از روی ستارگان را برگزار کردیم ،نکته جالب دیدن ستاره سهیل بود که تنها در عرض جغرافیایی جنوبی و در زمستان دیده می شود و به خانه برگشتیم .

جمعه صبح بعد از صرف صبحانه ساعت 9 صبح به همراه 5 نفر شتر به سمت نیزار حرکت کردیم برای همین بچه ها به نوبت سوار می شدن بعد 1:30ساعت به نیزار رسیدیم(حدودا 5 کیلومتر) بعد از آن حدودا 1 ساعت در اطراف نیزار گشت زدیم.






بعد به سمت تخت عباسی حرکت کردیم ساعت 14 به تخت عباسی رسیدیم(حدودا 7کیلومتر) و در آنجا ناهار خوردیم ،تخت عباسی به دلیل ارتفاع 850 متری به منطقه مشرف است و از آنجا می توان دشت کویر ایران را به خوبی دید .


از تخت عباسی هم به سمت روستای فرحزاد حرکت کردیم و در ساعت 18 به روستا رسیدیم (حدودا 8 کیلومتر) بعد جمع و جور کردن وسایل با وانت به روستای مصر رفتیم و بعد از صرف شام در مصر ساعت 21 شب به سمت تهران حرکت کردیم و در ساعت 10 صبح به دانشکده رسیدیم.

 

اول از همه باید از اوس کریم تشکر کنم که اگر نبود ....

اینجا جا داره از دوستانی که در این برنامه همراه من بودن تشکر کنم مخصوصا به خاطر روز 5شنبه که بیشتر وقتشون رو تو ماشین گذزوندن و تحمل کردن .

در آخر هم از دکتر مشفق تشکر میکنم و عکس زیر رو تقدیم می کنم به ایشون:



مبانی کامپیوتر

 آن بخش از يك سيستم را كه مي‌توان با چكش خرد كرد، سخت‌افزار و آن قسمت را كه فقط مي‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار مي‌گويند!!ـ

بادا بادا مبارک بادا

خانم .... آقای ....


 

فکر کن عروس خانوم چایی دستشه، جلو باباش که میرسه باباش با ابرو نشون میده ،شاخ شمشادو عروس خانومم که هواسش معلوم نیست کجاست هل میکنه چایی رو ....

فکر کن شادوماد کت شلوار مشکی با پیرن سفیده پسر هسایوشونو پوشیده، سرشو انداخته پایین یجور نشون میده اینگار اولین باره عروس خانومو دیده

فکر کن بابای شادوماد داره میگه که پسرش چنین چنانه، عروس خانوم زیر اپن آشپزخوونه قایم شده داره قند تو دلش آب میشه

فکر کن مادر عروس خانوم میگه دخترش درس خونهو تو مدرسه 8فلش داران  شاگرد اولو المپیادیه الآنم فیزیک می خونه اونم کجا دانشگاه تهران، شادمادم رفته تو خلصه

 

عروس خانوم گوش کن الان وقتشه که :

فردا دیگه از خبرا نیستا



کفش کوه

امروز دزد اومده بود خونمون البته دله دزد بوده چون تا دم در بیشتر نیومده بود کلی هم کفش و خرت و پرت برده.
 
ولی از همه بدتر  اینکه کفش کوهمو برده کفشی که ۴سال داشتمش - کفشی که کلی دوسش داشتم -کلی هم خاطره باش داشتم همه ایرانو هم باش گشته بودم.

  ههههههههههههههی حالا پای یه....... ایشالا ...........

فردا دارم می رم برنامه کفش کوه که ندارم هیچ دزد ...... بوتم هم برده باید با دمپایی برم

دکتر

این هفته بجای گردش رفتم دکترنه از این دکترا که تو گروه ریخته یه دکتر درستو و حسابی

این سرفه و گلو درد و ... دیگه اعصابمو خورد کرد آخر مجبور شدم برم دکتر .

رفتم پیش منشی که وقت بگیرم دفترچمو که دید

منشی: اینگار میونه خوبی با دکترا نداری

من:چرا؟

منشی : آخه آخرین باری که اومدی دکتر 1/12/ 84 تازه دفترچتم 1 سال که باطل شده

خلاصه وقت گرفتمو منتظر شدم تا نوبتم شه وقتی رفتم تو دکتر بعد از احوال پرسی ،

دکتر : مشکلت چیه؟

من:سرفه ، گلو درد ، آب ریزش و ....

دکتر:یک سری قرص نوشت و سفارش کرد

من:  راستی چند وقته سرفه خشک می کنم

دکتر: می تونی الانم سرفه کنی

من:اهو اهو

دکتر : چند وقته؟

من : 1و2 ماه

دکتر:پسرم دکتر برا همینه که شما وقتی مریض می شید بیاید پیششون

خلاصه کلی نصیحت کرد که ریه تون چرک کرده و زودتر باید می یومدی یکسری دیگه هم قرص نوشت

می خواستم بیام بیرون که به سرم زد در مورد شست پام ازش سوال کنم که کجا باید برم

من:راستی ناخن شست پای راستم رفته تو گوشتم چه دکتری باید برم؟

دکتر:ببینمش

به علت اینکه افراد زیر 16 سال امکان داره به این وبلاگ سر یزنن عکس شست رو اینجا نذاشتم.

دکتر:پسرم این انگشت خیلی وضش خرابه حتما باید هرچه سریعتر به متخصص مراجعه کنی حالا برات قرص می نویسم تا چرکش خشک بشه بعد بری دکتر متخصص چند وقته که اینجوریه؟

من : 1 سال (تازه روم نشد بش بگم 2 ساله)

دکتر یه خورده فکر کرد بعدشم بهم خیره شدو کلی بازم نصیحتم کرد که باید به دکتر مراجعه کنی از این حرفا تازه بش نگفتم که ناخن اون شستم هم رفته تو گشتم و اوضاش بدتر از اینه چون ترسیدم دعوامون بشه

وقتی رفتم داروخانه چون دفترچم باطل شده بود مجبور شدم تمدیدش کنم  بعدشم اینقدر قرص و شربت داده بهم  که ساعتاشون همش یادم میره.

امان از دست ..