تلاش برای صعود به قله آزادکوه (4375)

 

 

گزارش کلی:

 

یکشنبه (87/1/11) :ساعت 6.30 صبح حرکت به سمت روستای وارنگه رود،ساعت 8 حرکت از دوراهی روستا،ساعت 10.15 اول دره شیرکمن،ساعت 15:30 جانپناه سوتک.

 

دوشنبه (87/1/12) :ساعت 10 حرکت به سمت پایین ،ساعت 14 رسیدن به روستا.

 

گزارش کامل :

 
آزاد کوه (شاهزاده گردن کج) بلند ترین قله البرز مرکزی است که 2 مسیر صعود داره یکی ازسمت بلده که اکثرا از آن مسیر صعود می کنند و دیگری از مسیر دره وارنگه رود که به ندرت از این مسیر آزادکوه صعود میشه .




عکس از فصل تابستان است

صبح یکشنبه (87/1/11)ساعت 6:30 از کرج به همراه 5 نفر از اعضا گروه کوه کاهار به سمت وارنگه رود حرکت کردیم،برای رسیدن به رنگه رود باید به سمت چالوس حرکت کرد در کیلومتر 60 به خروجی دیزین وارد شد بعد از 5 کیلومتر به دوراهی وارنگه رود رسیدیم.

ساعت 8 از دوراهی به سمت روستا حرکت کردیم و ساعت 9 به روستا رسیدیم از اونجا وارد دره وارنگه رود شدیم بعد از 1:15 به دره شیرکمن رسیدیم و اونجا صبحانه خوردیم بعد به مسیر خود به سمت آزادکوه ادامه دادیم عبور از دره شیرکمن به خاطر بهمن و برف سخت شده بود و به علت اینکه هوا به سمت گرم شدن میرفت برف نرم شده بود و برفکوبی زیادی تا جانپناه سوتک داشتیم.



 

ساعت 15:30 به جانپناه رسیدیم البته جانپناه بیشتر کلبه شکاربانی است که در فصول گرم شکاربانان در این کلبه زندگی می کنند.



 

صبح به خاطر بدی هوا و همچنین به خاطر برف زیادی که در منطقه بود تصمیم به برگشت گرفتیم و ساعت 10 از جانپناه حرکت کردیم و ساعت 12:30 به دره وارنگه رود رسیدیم اونجا یک صدای مهیب و پشت سر اون یک بهمن بسیار زیبا دیدیم (البته دره مقابل بود مگرنه برای این گزارش باید تو خوابتون میومدم)



ساعت 14:30 به روستا رسیدیم و از اونجا برگشتیم.

این برنامه فکر کنم آخرین برنامه برفدار این فصل بود کلا برنامه خوبی بود ولی جالب بود که هنوز برای منطقه بهار نشده بود و همچنان حال و هوای زمستانی داشت.

قبل از برنامه داشتیم با بچه ها نقشه البرز مرکزی رو نگاه می کردیم قرار بود قسمت سبز نقشه رو بریم(یعنی جنگل) چون قرار بود برنامه سبک باشه .ولی نمی دونم چی شد که بلندترین قله البرز مرکزی یعنی وسط قسمت قهوه ای نقشه رفتیم.




جنگل کجور به سیسنگان



گزارش کلی:

5شنبه (8/1/87):7صبح حرکت به سمت مرزن آباد،ساعت 12 حرکت به سمت کجور،ساعت 13.5 حرکت به سمت معدن،ساعت 14.5 شروع جنگل ،ساعت 19 کمپ در جنگل.

جمعه (9/1/87):9 صبح حرکت به سمت سیسنگان ،ساعت 10.5 آبشار،14 رسیدن به نخ شمال.

گزارش کامل:

جنگلنوردی در تاریخ 8و9/1/87 به همراه آرش صالحی و پویا احمدی

 

کجور شهر کوچکی است که برای دسترسی به آن باید ابتدا مرزن آباد رفت بعد از 5 کیلومتر به طرف چالوس رفتن به دوراهی کجور می رسید،از انجا هم بعد از رد کردن پل 50 کیلومتر تا کجور راه است.

7 صبح (8/1/87) من و پویا از کرج به سمت مرزن آباد حرکت کردیم آرش هم قرار شد ساعت 12 خودشو به سر دوراهی برسونه به خاطر تعطیلات ماشین به خوبی گیر نمی یومد برای همین اول با مینی بوس به گچسر رفتیم،گچسر در 60 کیلومتری کرج قرار دارد .از گچسر هم پشت وانت به مرزن آباد و از اونجا به سر دوراهی رفتیم(از گچسر تا مرزن آباد 100 کیلومتره) از سر دوراهی هم با یک سواری رفتیم کجور، ساعت 13 به کجور رسیدیم .

از آنجا در کنار جاده ای که نور می رود در سمت چپ جاده خاکی وجود دارد که تپه را دور می زند و به سمت چند معدن می رود این مسیر را ادامه دادیم تا به معدن رسیدیم و بعد از 1.5 ساعت در مسیر خاکی به یک دوراهی رسیدیم که یکی مسیر به سمت پایین و داخل جنگل می رود و مسیر بعدی به سمت بالا .

داخل جنگل شدیم بعد از 0.5 ساعت به اولین چشمه رسیدیم .واقعا زیبا بود چون تازه سبز شده بود و خیلی از درختا هنوز پر از شکوفه بودن.


بعد از ادامه مسیر به رودخونه رسیدیم و بقیه مسیر کنار رودخونه بود تا ساعت 5 که از رودخونه دور شدیم بعد از بالارفتن از شیب به یک گوسفند سرا رسیدیم که متاسفانه چشمه اونجا خشک شده بود برای همین به مسیر ادامه دادیم تا در ساعت 19 دوباره به کنار رودخونه رسیدیم در همون نزدیکی یک چشمه بود و همونجا چادر زدیم

فردا ساعت 9 صبح حرکت کردیم ساعت 9.45 به چشمه که زیر یک آبشار تقریبا 25 متری بود رسیدیم از اینجا به بعد جنگل انبوه تر شد و به خاطر مه بسیار زیباتر شده بود.


ساعت 10.5 به یک آبشار دیگه رسیدیم که صبحانه هم همونجا خوردیم .


از اونجا به راه خود ادامه دادیم تاساعت 14 از جنگل بیرون اومدیم وساعت 15 سر جاده سیسنگان به نوشهر بودیم واز اونجا رفتیم دریا و بعد برگشتیم.

جنگل زیبایی بود که از بودن داخلش سیر نمی شدیم .


 

 

قله بینالود

گزارش کلی

شنبه (86/12/25) 5صبح حرک از فریزی،9  خانچه ابراهیم ،17 قله بینالود،21 کمپ زدن

یکشنبه(86/12/26) ساعت 9 حرکت به سمت فریزی ،ساعت 14 فریزی

گزارش کامل

طبق سالهای پیش امسال هم قسمت شد با دوستان فیزیکی و همچنین خصوص حجت الاسلام و المسلمین ایت الله خرم بریم مشهد.

و همچنین قسمت شد که با آرش صالحی بریم بینالود برای همین وقتی ساعت 3.5 صبح شنبه 25/12/86 رسیدیم ایستگاه قطار مشهد از اونجا از بچه ها جدا شدیم و به طرف روستای فریزی که مبدا صعود است حرکت کردیم .

برای رفتن به فریزی باید به شهر چناران در 50 کیلومتری مشهد و از آنجا به فریزی در 30 کیلومتری چناران رفت.

ساعت 5 صبح به سمت خانچه ابراهیم که یک خانه ای برای کوهنوردان است حرکت کردیم مسیر کم شیب و راحتی دارد  ساعت 9 صبح به انجا رسیدیم و صبحانه خوردیم.


ساعت 10 به سمت جانپناه اول راه افتادیم ولی بخاطر اینکه راه را اشتباه رفتیم از یال کناری جانپناه به سمت قله حرکت کردیم( وقتی جانپناه را از دور دیدیم متوجه شدیم) ،جانپناه مثلثی جالبی بود که به سخت در عکس دیده می شود.




 تقریبا از ساعت 13 باد شدیدی شروع شد که تا 20 شب ادامه داشت که حرکت کردن را مشکل کرده بود مخصوصا وقتی که به روی یال چپی قله که در عکس پیداست رسیدیم .


 

از این به بعد به علت تمام شدن باتری دیگر عکس نداریم.

برفکوبی زیادی نداشت ولی باید چند یخچال را باید رد می کردیم و به خاطر باد شدید ( چند بار من رو چند قدم با خودش برد ) و همچنین کوله کشی تا قله ساعت 17 قله رسیدیم(اصولا گروها بدون کوله به قله میرن و کوله را در جانپناه میذارن) به خاطر باد به سرعت به سمت جانپناه حرکت کردیم به خاطر تاریکی هوا جانپناه رو پیدا نکردیم و ساعت 20.5 شب چادر زدیم.

صبح که بیدار شدیم دیدیم که جانپناه بر روی یال روبرو قرار دارد ،ساعت 9 به سمت پایین حرکت کردیم و بعد از 1.5 به خانچه ابراهیم و بعد 3.5 ساعت در ساعت 14به فریزی رسیدیم .

روز اول برنامه کمی مشکل شد چون به خاطر باد فقط چند استراحت کوتاه بین مسیر داشتیم و بعد 15.5 ساعت  راه رفتن تازه ساعت 21 شب ناهار و شام خوردیم، ولی روز دوم بسیار سبک بود فقط 5 ساعت پیاده روی سبک داشتیم.

از آنجا به سمت مشهد و پیش گروه رفتیم تا سه شنبه مشهد بودیم و با قطار همراه فیزیکیها به تهران بازگشتیم.

در کل برنامه خوبی بود چون هم زیارت بود هم کوهنوردی هم همراهی با دوستان فیزیکی(به خصوص فارغ التحصیل ها).






جنگل سیسنگان

 

در سال جدید فرصتی شد تا در معیت خانواده یه جنگل برم .

جنگل سیسنگان در اصل یک پارک جنگلی به وسعت 700 هکتار است که در 30 کیلومتری شرقی چالوس قرار دارد برای دسترسی به آنجا باید ابتدا رفت چالوس و بعد به طرف شهر نور حرکت کرد و بعد از 30 کیلومتر به سیسنگان می رسید 2 درب ورودی دارد و دقیقا روبروی جنگل دریا است که جای خیلی خوبی برای خانواده است چون به راحتی بدون پیاده روی زیاد به جنگل خیلی زیبایی می رسید البته تو عید اونجا شلوغه.

صبح یکشنبه(4/1/87) به همراه خانواده عازم چالوس شدیم و از انجا به سمت سیسنگان حرکت کردیم تقریبا ساعت 14 به سیسنگان رسیدیم و در پارک جنگلی چادر زدیم خیلی شلوغ بود برای همین کمی داخل جنگل رفتیم تا آدما نباشن (آخه مردم با اومدن تو جنگل  مشکل دارن و برا همین همون کنار جاده می مونن)



البته عکاس باشیمون خو نبود همین تو عکساش در اومد

تا نزدیکی شب اونجا بودیم و گشت کوچکی در منطقه زدیم قرار بود شب رو تو جنگل بمونیم که برنامه عوض شد و به سمت چالوس و بعد متل قو حرکت کردیم و شب رو در متل قو گذراندیم صبح تصمیم براین شد از جاده رشت برگردیم برای همین شروع به شهر گردی کردیم شهسوار،رامسر،رودسر،لاهیجان.

در لاهیجان بیشتر از بقیه موندیم  تله کابینشم بد نیست به خوبی نمک آبرود نیست ولی... یه چیز جالب هم 30 دقیقه علافی برای کلوچه نوشین بود که اینقدر صف بود که تا بیرون ملت ایستاده بودن.

و بعد کوچصفهان ، سنگر و باز هم رودبارو ... و یه سری شهر دیگهو خونه که ساعت 3 صبح رسیدیم خونه.

چنتا چیز در همه شهرا مشهود بود

1.مسافر که از سرو کول شهر بالا می رفت برا همین به هر شهر که میرسی کولی تو ترافیکی.

2.دانشگاه آزاد و پیام نور.

3.آیس پک.

4.عکس احمدی نژاد رو بیل برد با پس زمینه های مختلف.

یه چیزی که تو فروردین خیلی لذت بخشه جنگل رفتنه چون تو فروردین به خاطر شکوفه و سبزی خیلی زیباست و هنوزم هوا گرم نشده اگه تونستین یه سری بزنین به جنگل(البته جنگل بکر یه چیز دیگست)

عید

عیدتون مبارک

سال قبلی سال عجیبی بود یه جورایی هم ناخوشایند و ... بگذریم  بالاخره گذشت.

امسال هم یه جورایی متفاوت شروع شد - سفره ی عجیبی داشتیم سیاه سیاه بود دورشم یه المه خاک
زیرشم  یه عزیز

امید وارم سال جدید برای همتون و همچنین خودم سال خیلی خیلی خوبو سرشار از نشاط و شادی و مسافرت باشه.

می خواستم براتون sms هایی که برام فرستاده بودن رو بذارم که حوصلم نشد.

ولی جاش یه شعر می ذارم  یه شعری که خیلی دوسش دارم -که فردا نگن این پسره شعر بلد نیست بدشم هرکی گفت عیدی بش آدرس بلاگو بدم (;

نمی دانم ...
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد.
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم جه خواهد ساخت.
ولی بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکی سازد
گلويم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازيگوش
و او يکريز و پی در پی دم گرم و چموشش را در گلويم سخت بفشارد.
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدين سان بشکند
هر دم سکوت مرگبارم را

دکتر علی شريعتی