جنگل درفک
گزارش کلی:
پنجشنبه (16/7/88):ساعت 7 حرکت به سمت رستم آباد،ساعت 11:30 حرکت به روستای شیرکوه، ساعت 13 حرکت به سمت لارنه، ساعت 18 رسیدن به لارنه، شبمانی در لارنه.
جمعه(17/7/88): ساعت 12 حرکت به سمت دفراز، ساعت 17 رسیدن به دفراز ؛ساعت 19 بازگشت .
گزارش کامل:
پنجشنبه (16/7/88) به همراه 33 نفر از کوهنوردان گروه کوهنوردی کسلو ساعت 7 از کرج به سمت رستم آباد حرکت کردیم.
ساعت 11:30 به رستم آباد رسیدیم بعد از اینکه خرید های لازم رو انجام دادیم به سمت روستای شیرکوه که در 10 کیلومتری رستم آباد قرار داشت حرکت کردیم و در ساعت 12 به روستا رسیدیم و بعد تعویض لباس و آب بندی کوله ها به سمت منطقه ای به نام لارنه که در وسط جنگل قرار داشت حرکت کردیم.

قبل از حرکت بارندگی شروع شد و مسیر به علت بارندگی های اخیر سرسبز و لغزنده شده بود.

کمی که از حرکت گذشت مه نسبتا غلیظی منطقه رو فرا گرفت که هم به زیبایی مسیر کمک می کرد هم مسیریابی رو کمی مشکل می کرد.

به خاطر گلی بودن مسیر کمی بعد از 5 ساعت در ساعت 18 به لارنه رسیدیم. لارنه منطقه وسیعی است که به علت مسطح بودن و همچنین نداشتن درخت و داشتن چندین چشمه منطقه بسیار مناسبی برای اطراق می باشد.

شب رو چادر زدیم و در لارنه سپری کردیم.

شب خیلی راحتی نبود چون تقریبا در همه ی چادرها آب وجود داشت و بارندگی تا حدود 3 صبح ادامه داشت.

صبح ساعت 9 به بیدار شدیم و بعد تهیه آتش مشغول خشک کردن لباسا شدیم.

تازه صبح زیبایی های منطقه معلوم شد چون دیگه مه رفته بود.

لارنه دشتی پوشیده از سرخس است.
بعد از جمع کردن وسایل ساعت 12 به سمت روستای دفراز حرکت کردیم(دفراز روستایی در 25 کیلومتری رستم آباد در جاده رستم آباد به سیاهکل می باشد).

به مسیر خود ادامه دادیم.

بعد سپری کردن مسیرهای جنگلی در ساعت 17 به روستایی در نزدیکی دفراز رسیدیم.

بعد کمی استراحت و بعد آن پیاده روی سوار ماشین شدیم و برگشتیم.
کلا برنامه های جنگل زیبا هستن و وقتی که تو زمان های خاص مثل الآن که درختا رنگو وارنگ می شن برین و همچنین همراه با دوستان همیشگی ؛ زیبایی جنگل دو چندان میشه.
لازمه اینجا در مورد برنامه یکسری مطالب بگم که بعضی از دوستان می گفتن که مثلا چرا با وجود اینکه می دونستین بارونه رفتیم جنگل.
اول اینکه چون مسیر لارنه از روی یال هست اصلا خطر سیل نداره و همچنین شب در کمترین دما به 7-8 درجه می رسید که تا آلان شنیده نشده کسی تو این دما اتفاقی براش افتاده باشه که نهایتا سرما می خوره اگه چادر و لباس نداشته باشه که هر دوش بود.
دوم اینکه برای دیدن و تجربه کردن بعضی چیزا باید در ازای اون یک سری مسائل رو تحمل کرد (مثل سرما ؛ گرما ؛ بار زیاد و حتی تیمی فکر کردن و عمل کردن) فرض کنید دیدن دماوند در زمستان یا جنگل زمستانه چقدر زیباست ولی برای این تجربه.....که این برنامه میشه گفت حداقل سختی ممکن رو برای دیدن یک جنگل به این شکل در این فصل داشت.
این عکسم تقدیم می کنم به امیر منصوری باشد که در جنگلهای زیادی با هم همنورد باشیم.
